دانلود مقاله مالک اشتر در عصر خلافت

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » معارف اسلامی  »  دانلود مقاله مالک اشتر در عصر خلافت

دانلود تحقیق و مقالات رشته معارف اسلامی با عنوان دانلود مقاله مالک اشتر در عصر خلافت در قالب ورد و قابل ویرایش و در ۴۶ صفحه گرد آوری شده است. در زیر به مختصری از آنچه شما در این فایل دریافت می کنید اشاره شده است.

دانلود مقاله مالک اشتر در عصر خلافت

مالک اشتر در عصر خلافت
امیرمؤمنان علی علیه السلام
تلاش مالک اشتر بر ای تحقق خلافت علی علیه السلام
بعد از کشته شدن عثمان، مرحلۀ جدیدی برای مسلمانان پدید آمد، و آزمایش دیگری به روی آنها گشوده شد.
نظر مسلمانان برای خلیفۀ جدید، مختلف بود. جمع کثیری به انتخاب امیرمؤمنان علی علیه السلام نظر داشتند؛ ولی عده ای از طلحه، و عده ای از زبیر ، و بنی امیه و همدستان آنها از معاویه و گاهی از مروان نام می بردند.
در این بحران حساس و طوفانی، مسلمانان برجسته ای همچون عمار یاسر و مالک اشتر، ابوالهیثم و ابو ایوب، جز امیرمؤمنان علی علیه السلام، هیچ کس را برای مقام رهبری، لایقتر و برتر نمی دانستند.

دانشمند معروف اهل تسنن، «ابن ابی الحدید» می نویسد:
فَلَمّا قُتِلَ عُثمانُ، اَرادَها طَلحَهُ وَ حَرَصَ عَلَیها، فَلَولا مالِکُ الاَشتَرِ وَ قَومٌ مَعَهُ مِن شُجعانِ العَرَبِ، جَعَلُوها فی عَلِیٍّ علیه السلام، لَم تَصِل اِلَیهِ اَبَداً:
«هنگامی که عثمان کشته شد، طلحه به خلافت طمع کرد و اصرار داشت که به این مقام برسد. اگر تلاش «مالک اشتر» و همدستان او از شخصیتهای شجاع عرب برای خلافت حضرت علی علیه السلام نبود، هرگز این مقام به آن حضرت نمی رسید.»
سپس می نویسد:«وقتی که با انتخاب خلافت علی علیه السلام، طلحه و زبیر از دستیابی به خلافت ، محروم شدند، تصمیم بر مخالفت با علی علیه السلام گرفتند و عایشه را دستیار خود قرار داده و به بصره روانه شدند و در آنجا به آشوب و فتنه دست زدند و جنگ جمل را به وجود آوردند و آن جنگ، مقدمه جنگ صفین گردید.»
از این عبارت، به خوبی روشن می شود که مالک اشتر وهمدستانش نقش اصلی و فعالی در تحقق خلافت حضرت علی علیه السلام بعد از عثمان را داشتند.
و در مورد دیگر، از کتاب «الاوائل» نقل می کند که مالک اشتر بعد از قتل عثمان، به حضور علی علیه السلام آمد و عرض کرد:« برخیز تا مردم تا بتو بیعت کنند. آنها اجتماع کرده اند و به خلافت تو مایل و خشنود هستند. سوگند به خدا اگر به تقاضای بیعت آنها جواب رد بدهی، برای چهارمین بار، دو چشمانت اشکبار خواهد شد. (اشاره به اینکه سه بار:۱- بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله. ۲- بعد از ابوبکر. ۳- بعد از عمر، دیگران حق تو را ربودند، اکنون اگر کناره گیری کنی برای چهارمین بار، باز دیگران حقت را می ربایند.)
حضرت علی علیه السلام برخاست و به محلی به نام «بئرسکن» آمد در آنجا مردم ازدحام نموده و با آن حضرت بیعت نمودند …»
سپس می نویسد: به گفتۀ بعضی، نخستین شخصی را که بیعت کرد، مالک اشتر بود. او دست علی علیه السلام را گرفت و بیعت کرد، و به طلحه و زبیر گفت :«برخیزید و بیعت کنید.» آنها نیز بیعت کردند و پس از آنها، اهل بصره و سپس سایر گروهها بیعت نمودند.
چنانکه در خطبه ۳ نهج البلاغه آمده، ازدحام مردم برای بیعت با علی علیه السلام بسیار شدید بود، که آن حضرت از ازدحام جمعیت چنین تعبیر می کند:
فَما راعَنِی اِلّا والنّاسُ کَعُرفِ الَّبُغِ:
«ازدحام جمعیت که همچون یالهای کفتار (بسیار و پی در پی) بود، مرا به قبول خلافت واداشت.»
ماجرای بیعت به پایان رسید، بعد معلوم شد بعضی از اشخاص معروف، مثل عبدالله بن عمر و سعد وقّاص، بیعت نکرده اند.
حضرت علی علیه السلام عبدالله را احضار کرد و فرمود: «بیعت کن.» او در پاسخ گفت:« بیعت نمی کنم، تا همۀ مردم بیعت کنند.»
مالک اشتر که از لجاجت عبدالله، ناراحت شده بود، به علی علیه السلام عرض کرد:«این شخص خود را از تازیانه و شمشیر تو ایمن می بیند. اجازه بده گردنش را بزنم.»
علی علیه السلام فرمود:« من نمی خواهم او از روی اجبار بیعت کند. رهایش کن برود.»
هنگامی که عبدالله رفت، امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:«او (عبدالله) در آن هنگام که بچه بود، بداخلاق و تندخود بود، و اکنون که بزرگ شده، بداخلاقتر و تندخوتر می باشد.»

مالک اشتر، شیعۀ حقیقی علیه هلیه السلام
مالک اشتر هنگام بیعت با حضرت علی علیه السلام سخنرانی کرد و در فرازی از آن چنین گفت:
اَیُّهَاالّاسُ هذا وَصِیُّ الاَوصِیاءِ وَوارثُ عِلمِ الاَنبِیاءِ، اَلعَظِیمُ البَلاءِ، اَلحَسَنُ العِناءِ، اَلَذِی شَهِدَ لَهُ کِتابُ اللهِ بِالاِیمانِ، وَ رَسُولُهُ بِجَنَّهِ الرِّضوانِ، مَن کَمُلَت فِیهِ الفَضائِلُ وَلَم یَشُکَّ فِی سابِقَتِهِ وَ عِلمِهِ واخِرّ وَلاَ الاَوائِلُ:
«ای مردم! علی علیه السلام وصی اوصیاء (پیامبران سابق) و وارث علم پیامبران است، در میان بلاها و آزمایشهای بزرگ قرار گرفته و در میان رنجها، مسؤولیت الهی خود را به خوبی انجام داده است. کتاب خدا قرآن به ایمان او گواهی دهد، و رسول خدا صلی الله علیه وآله اقامتگاه او را در بهشت رضوان، شهادت داد. او کسی است که همۀ ارزشها و کمالات در وجودش تکمیل شده، و هیچ کس از پشتیبان و آیندگان در سبقت او در راه ایمان، و در علم او، تریدی ندارند.»
فراز بالا، به روشنی بیانگر آن است که مالک اشتر، اعتقاد کامل به امامت علی علیه السلام بعد از پیامبر صلی الله علیه وآله داشت، و او را در ارزشها و کمالات برهمگان برتر و مقدمتر می دانست. هم شیعۀ اعتقادی بود و هم شیعۀ سیاسی.
هلاکت کعب بن سورقاضی بصره، به دست مالک
کعب بن سور در مدینه می زیست. عمربن خطاب در عصر خلافتش، او را در ماجرایی، هوشیار یافت. وقتی در بصره تقاضای قاضی کردند، عمر او را قاضی بصره کرد. او بعد از عمر، در زمان عثمان نیز قاضی بصره بود (احتمالاً حدود بیست سال سابقه قضاوت داشت.) این شخص در ماجرای تصرف بصره، به آشوبگران پیوست و فتوا داد: «عایشه مادر شما مردم است، از او پیروی کنید.»
این عالم رسوا، در جنگ جمل، قرآنی را به گردنش آویزان کرده بود، و مردم را بر ضد علی علیه السلام تحریک می نمود. سه نفر (یا چهار نفر از برادرانش که گول او را خورده بودند)، کشته شدند.


قیمت : 4500 تومان
[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]








تبلیغات