بررسی موارد اختلاف والدین و فرزندان و ارائه راهکار های علمی در جهت کاهش آن

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » روانشناسی و علوم تربیتی  »  بررسی موارد اختلاف والدین و فرزندان و ارائه راهکار های علمی در جهت کاهش آن

بررسی موارد اختلاف والدین و فرزندان و ارائه راهکار های علمی در جهت کاهش آن

دانلود مقاله بررسی موارد اختلاف والدین و فرزندان و ارائه راهکار های علمی در جهت کاهش آن

اختلاف والدین و فرزندان مشکلی به درازای یک نسل!
هر مادر و پدری دوست دارد با فرزندش یک رابطه خوب و صمیمی داشته باشد و احساس کند که فرزندش او را قبول دارد و به حرف هایش گوش می دهد و بچه ها نیز در هر سنی دوست دارند که والدین آن ها را درک و همراهی کنند و آزادی بیشتری به آنان بدهند اما در عمل ممکن است این امر محقق نشود و بین هر دو طرف اختلاف هایی ایجاد شود و از هم گله داشته باشند!پدر یک نوجوان ۱۶ ساله در این باره می گوید: با وجود سعی و تلاش فراوانی که برای حفظ یک رابطه صمیمانه با پسرم دارم، بیشتر اوقات سردرگم و مستاصل می شوم چرا که دنیای ما با هم خیلی فرق دارد و نمی توانم به او نزدیک شوم.پدر یک نوجوان ۱۴ ساله هم عنوان می کند: پدر و مادرهای امروزی می خواهند همان رفتاری را با فرزندان خود داشته باشند، که والدینشان با آن ها داشتند و سال های سال  آن ها را زیر سلطه و حمایت خود نگه می داشتند، در حالی که دوره و زمانه خیلی فرق کرده است و بچه های امروزی بیش از تحکم و رفتارهای مقتدرانه، به صمیمیت و همراهی نیاز دارند و به آن پاسخ می دهند.مادر یک نوجوان ۱۳ ساله هم بیان می کند: خیلی عجیب است که این روزها پدر و مادرها تا این حد با فرزندان خود احساس غریبگی می کنند و رفتار و گفتار نوجوانان امروزی این قدر متفاوت و عجیب است و ترسی همیشگی از ایجاد مشکل و شکست در ایجاد ارتباط با فرزندان همواره همراه والدین است!
شکاف بین نسل ها!
یک روان شناس اصطلاح «شکاف بین نسل ها» را دلیل همه تفاوت هایی می داند که بین افراد در سنین مختلف وجود دارد و می گوید: شکاف بین نسل ها یعنی تفاوت و تمایز بین بینش ها،گرایش ها و خواسته های نسل پیشین و نسل جدید که به زبان ساده همان تفاوت های رفتاری، فرهنگی و اجتماعی بین جوان ترها با افراد مسن تر است.دکتر «محبوبه مفتاحی» تصریح می کند: بیشتر والدین در پی یافتن دلیل این اختلاف نظرها هستند ولی نمی دانند که «ترس» بزرگ ترین عامل ایجاد فاصله بین والدین و فرزندان است و آن ترس همیشگی پدر و مادر از این است که مبادا فرزند اشتباهی را مرتکب شود یا خطری او را تهدید کند.وی می افزاید: پدر و مادرها نگران زمین خوردن فرزندشان در کودکی هستند، در نوجوانی دوستان و بحران های نوجوانی آن ها را نگران می کند و در جوانی هم نگران شغل، ازدواج و آینده فرزند خود هستند و … که این ترس ها و نگرانی ها باعث می شود که فرزندان خود را بیش از حد کنترل کنند و این زیاده روی ها بچه ها را آزار می دهد.وی خاطرنشان می کند: نگرانی والدین از روی محبت و دلسوزی بیش از حد آن هاست ولی نمی دانند که اگر باورهای غلط خود را تغییر دهند، ترس و نگرانی شان هم کمتر خواهد شد و به جای بال و پر دادن به فرزندشان، آن ها را محبوس و تحت محاصره قرار نمی دهند.به گفته وی، برخی از این باورهای غلط این است که «بچه ها نمی دانند خوب و بد چیست و باید به طور حتم از تجربه های بزرگ ترها استفاده کنند» یا این که «پدر و مادر باید همیشه مراقب فرزندان باشند و تا آخر عمر آن ها را وابسته به خود نگه دارند». این باورها روابط والدین و فرزند را به شدت تحت شعاع خود قرار می دهد.این کارشناس عنوان می کند: والدین باید درک کنند که مالک فرزندان خود نیستند و آن ها نعمت و امانتی از جانب خداوند هستند و وظیفه دارند از بدو تولد تا زمانی که بتوانند از خود مراقبت کنند، از آن ها حمایت و نگهداری کنند و نباید انتظار داشته باشند که فرزندان مانند آن ها فکر کنند و همیشه با هم هماهنگ باشند.وی می گوید: فرزندان هر خانواده انسان های مستقلی هستند که شخصیت، رفتار، استعداد و توانایی های آن ها تحت تاثیر والدین رشد پیدا می کند ولی منحصر به فرد است و ممکن است به پدر و مادر شبیه یا با آن ها متفاوت باشد.به گفته این روان شناس، فرزندان در جامعه ای رشد پیدا می کنند که با زمان پدر و مادرشان متفاوت است و تغییراتی که در جوامع امروزی به سرعت در حال وقوع است،همه امور زندگی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.وی تاکید می کند: فرزندان حق دارند تجربه کنند و حتی دچار اشتباه شوند البته این امر به معنای آزادی بی قید و شرط نیست و هر چیزی را نباید تجربه کرد اما سخت گیری و حساسیت بی مورد و زیاده  از حد هم مانع از رشد و تعالی افراد می شود و از آن ها افرادی ضعیف و وابسته می سازد.وی یادآور می شود: برخی از پدر و مادرها بچه هایشان را لای پنبه بزرگ می کنند، تمام مشکلات را از جلوی پای آن ها برمی دارند و راه های شکوفایی استعدادها، خلاقیت ها و توانمندی هایشان را می بندند، در حالی که نمی دانند با این کار چنین فردی از آموختن مهارت های مختلف زندگی که مهم ترین آن ها مهارت حل مسئله است، باز می ماند.دکتر «مفتاحی» متذکر می شود: باید فرزندان را مستقل بار بیاوریم و پس از آموختن اصول اولیه صحیح زندگی، به آن ها بال و پر بدهیم تا خودشان از پس مشکلات برآیند و مسئولیت تصمیم ها و رفتارهای خود را برعهده بگیرند و ما به عنوان یک دوست و مشاور در کنار آن ها باقی بمانیم.وی خاطرنشان می کند: شاید در نخستین قدم برای والدین سخت باشد که فاصله ها را ازمیان بردارند ولی باید بدانند که با وجود ترس ها و باورهای غلطی که فاصله ها را روز به روز بیشتر می کند، امکان برقراری رابطه نزدیک و حل مشکلات فراهم نخواهد شد و بر ترس و نگرانی والدین افزوده خواهد شد.وی می گوید: والدین باید شرایط روز جامعه را درک کنند و به تفاوت های جوامع امروزی با زمان خود احترام بگذارند تا بر سر مسائل کوچک مانند مدل مو و لباس تا مسائل بزرگ تر مانند انتخاب رشته تحصیلی و … با فرزندانشان اختلاف پیدا نکنند.وی خاطرنشان می کند: فرزندانی که سال ها به اجبار والدین و آن گونه که آن ها می خواسته اند، رفتار کرده اند، به یکباره دچار انفجار و طغیان می شوند چرا که نمی توان نوجوان و جوان را از جریان عادی جامعه و سبک و سیاق هم سن و سالان خود دور نگه داشت.این روان شناس عنوان می کند: برخلاف تصور عمومی، بسیاری از بچه های قدیم به بزرگ ترهایشان احترام نمی گذاشتند بلکه از آن ها می ترسیدند و حساب می بردند و امروزه این حس احترام نه با ایجاد ترس که با مهربانی، همراهی و درک متقابل ایجاد می شود.وی تصریح می کند: اگر هر پدر و مادری که دوست دارد با فرزندش دوست باشد و به نتیجه نمی رسد، از مشخصات یک دوست و رابطه دوستانه برای خود فهرستی تهیه کند، در می یابد که دوستان صمیمی با هم زیاد صحبت و درباره هم کمتر قضاوت می کنند، همدیگر را قبول و باور دارند، به هم امر و نهی نمی کنند، با هم مشورت می کنند ولی هر یک به تنهایی تصمیم می گیرند و در مشکلات همراه یکدیگر هستند و دیگری را مدام سرزنش نمی کنند.وی همراه شدن با جوانان، ورزش کردن، شرکت در فعالیت های گروهی نشاط آور و یادگیری فناوری های جدید توسط والدین را لازمه وارد شدن به دنیای فرزندان نوجوان و جوان می داند و توصیه می کند: نیازی نیست که برای اثبات خوب بودن خود، فرزندتان را همیشه کنترل کنید بلکه باید با او دوست باشید، گفت و گو و طرح مسئله کنید و بدون احساس مالکیت و ریاست به او آزادی عمل بدهید تا آموخته های ارزنده ای را که شما و زندگی در اختیارش قرار داده اید، در شرایط مختلف مورد استفاده قرار دهد تا فاصله بین شما و او کوتاه تر شود و حتی از بین برود.
 کودک را با «فرمان واحد» تربیت کنید
۲۵ درصد انحراف هاى رفتارى نوجوانان و جوانان ریشه در اختلاف سلیقه والدین در تربیت آنان دارد. همچنین بسیارى از وسواس ها و تعارض ها در دوران بزرگسالى به علت روش تربیتى نادرست پدر و مادر و نداشتن توافق آنان در تربیت فرزندان عنوان شده است.
کارشناسان معتقدند فرزندان در چنین خانواده هایى به موضوع هاى مختلف با تردید و ابهام نگاه مى کنند، چرا که پدر و مادر هیچ گاه روى یک موضوع توافق نداشته اند. این در حالى است که تربیت مجموعه روش ها و راهکارهایى است که از آغاز زندگى انسان به کار گرفته مى شود تا افراد در مسیر صحیح رشد و ترقى قرار گیرند و در پرتو آموزش هاى تربیتى بتوانند به سعادت و کمال دست پیدا کنند.
موضوع تربیت فرزندان از گذشته تاکنون جزو موضوع هاى اساسى و بنیادین خانواده است. با این همه برخى پدران و مادران در تربیت فرزندان خود دچار اختلاف سلیقه مى شوند. این موضوع بر روى رفتار کودک نیز تأثیر عمیق مى گذارد. نتایج یافته هاى طرح ملى بررسى خشونت علیه زنان نیز نشان مى دهد نحوه تربیت کودکان عمده ترین عامل اختلاف زن و شوهر در خانواده است.
دکتر «فربد فدایى»، روان شناس در این باره مى گوید: موضوع روش مختلف پدر و مادر در تربیت فرزندان آن چنان مسأله مهمى نیست و به طور طبیعى مادر مسائل را به صورت احساسى ارزیابى مى کند و پدران نیز با منطق خود با کودکان خود برخورد مى کنند. این موضوع کاملاً طبیعى است، به گونه اى که فرزندان قبول مى کنند اگر زمانى پدر با کودک نامهربانى مى کند، در کنارش مادر با محبت با او رفتار خواهد کرد.
وى با اشاره به این که مشکل پدر و مادر از زمانى ایجاد مى شود که آنان درباره مسائل بدیهى کودکان اختلاف سلیقه پیدا مى کنند، مى گوید: اگر پدر و مادر درباره روش تربیتى کودک خود دچار تعارض شوند، این ناهماهنگى باعث مى شود کودک در مقابل توصیه هاى پدر و مادر، دچار تردید شود.
به گفته او، هنگامى که پدر از برخى رفتارهاى کودک خود خرده مى گیرد، اما مادر از کودک خود حمایت کند، کودک دچار تعارض مى شود و این رفتار پدر و مادر بدان معنا است که حرف پدر و مادر هیچ کدام اعتبار ندارد. بنابراین به هیچ یک از توصیه هاى آنان توجه نخواهد کرد.
این روانشناس معتقد است آنچه پدران و مادران در زمان اختلاف سلیقه براى تربیت فرزندان خود باید انجام دهند، این است که ابتدا درباره مسائل مهم تربیتى کودکان خود با یکدیگر صحبت و گفت وگو کنند و بهترین روش را براى تربیت فرزند خود انتخاب کنند. در نتیجه کودک از ابهام و سردرگمى رها مى شود و مطمئن خواهد بود که صحبت و گفته هاى پدر و مادر با هم یکى است.


قیمت : 3000 تومان
[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]








تبلیغات