تحقیقى درباره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس ‏اردبیلى(ره)

صفحه اصلی آرشیو راهنمای خرید پرسش و پاسخ درباره ما پشتیبانی تبلیغات تماس با ما

صفحه نخست  » علوم انسانی » حقوق  »  تحقیقى درباره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس ‏اردبیلى(ره)

تحقیقى درباره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس ‏اردبیلى(ره)

دانلود تحقیقى درباره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس ‏اردبیلى(ره)

تحقیقى درباره لوث و قسامه و قضاوت زن و نظر مقدس ‏اردبیلى(ره)
از جمله دلیلهاى ثابت کردن قتل و یا جنایتهاى وارد بر اعضا،قسامه است و قسامه، عبارت است از این که: گروهى نزد حاکم براى ثابت کردن جنایت بر عهده متهم اداى سوگند کنند، تا بر اساس سوگند آنان، جنایت ثابت گردد و اداى سوگند، گاهى از وقتها، پنجاه بار و گاهى بیست و پنج بار و گاهى کم‏تر از این است که در فقه به شرح از آن بحث‏شده است و قسامه، پیش از اسلام، در جاهلیت نیز، در میان اعراب وجود داشته است و در اسلام با یک سلسله ویژگیها نیز پذیرفته شده است و روایات بسیارى در کتابهاى حدیث، در ارتباط با قسامه آمده است.

در فقه عامه و روایات آنان نیز، قسامه وجود دارد، بنا بر ایناصل وجود قسامه و آن که قسامه یکى از دلیلهاى اثبات قتل و یا اثبات جنایت بر اعضاء است، مورد اتفاق نظر بین فقهاء شیعه و اهل سنت است و هیچ گونه تردیدى در اصل مشروع بودن آن وجود ندارد، هر چند اجراى آن با اوضاع و احوال کنونى که بسیارى از مردم، بدون آگاهى و به دروغ اداى سوگند مى‏کنند، بسیار مشکل است، و در اصل اثبات دعاوى از راه سوگند و یا بینه عادله (که کم‏تر مى‏توان پیدا کرد) کار آسانى نیست و به هر حال، فقهاء شرایطى را براى اجراى قسامه یاد کرده‏اند و یکى از آن شرایط لوث است، و مقصود از لوث این است که اماره ظنیه‏اى نزد حاکم پیدا شود که جنایت به وسیله متهم، یا متهمان واقع شده است.

مرحوم علامه حلى در کتاب ارشاد در تعریف لوث مى‏نویسد:«و هو اماره یغلب معها على الظن صدق المدعى‏» از این تعریف استفاده مى‏شود که هر گمانى براى تحقق لوث کافى نیست، بلکه لازم است گمان غالبى باشد که براى حاکم اطمینان به اثبات جنایت به متهم حاصل گردد، بنا بر این، گمان سست براى تحقق لوث کفایت نمى‏کند. عبارت باقى فقها نیز، از این گونه است.

و لوث از نظر مالک و شافعى عبارت است از:«امرى که حاصل مى‏گردد از غلبه ظن بر صدق مدعى.» روشن است که لوث، نفس گمان غالب نیست، بلکه امرى است که از غلبه ظن بر صدق مدعى حاصل مى‏شود. و ظن غالب از این جهت اعتبار شده است که لوث در لغت، به معناى قوت و قدرت استعمال شده است و هر گمانى را در لغت، قدرت و قوت نمى‏نامند، بلکه آن گمان را لوث مى‏گویند که همراه با نشانه‏هاى قوى و نزدیک به علم بوده باشد، مانند این که شخصى را همراه با ابزار کشنده‏اى بالاى سر کشته‏اى، که تازه کشته شده است، ببیند و یا آن که بین قاتل و مقتول، مثلاً دشمنى وجود داشته باشد، در حدى که تصمیم به قتل او بگیرد.

محقق اردبیلى پس از آن که روایات قسامه را نقل مى‏کند،چنین مى‏نویسد: «ثم اعلم ان هذه الاخبار خالیه من اعتبار اللوث لفظاً یعنى لم‏یوجد للقسامه شرط اللوث. نعم فى بعضها: وجد القتیل فى قبیله (قلیب – خ ل) و قریه و نحو ذلک و لیس ذلک بواضح و لا صریح فى اشتراطه کما لایخفى. مع انه لا لوث و لا قسامه فیما ذکره فیه بل رواه عن رسول الله(ص) و کان لهم على ذلک اجماعاً او نصاً ما اطلعت علیه فتامل.» و مقصود اردبیلى از این عبارت این است که: در اخبار قسامه، لفظ لوث نیامده است و تنها چیزى که در روایات آمده این است که کشته‏اى را در قبیله‏اى (یا چاهى) از قریه‏اى و یا مانند اینها ببینند و این‏امر، هرچند نشانه‏اى‏است که وى،به‏دست اهل قبیله کشته‏شده‏است ولکن دلیل‏بر شرطبودن‏لوث‏درقسامه‏نیست‏وسپس مى‏نویسد: «گویا فقهاء که لفظ لوث را آورده‏اند، از راه اجماع و یا نصى که من به آن آگاه نشده‏ام، به دست آورده‏اند، پس در شرط بودن آن درنگ کن.» پیش از محقق اردبیلى، فقها در شرط بودن لوث، هیچ گونه تردیدى نکرده‏اند، بلکه آن را پذیرفته‏اند.

محقق اردبیلى که نوشته: «گویا در مساله اجماع و یا نصىوجود دارد» در مقام این معنى است که شرط بودن لوث را توجیه کند، زیرا پس از آن که از روایات قسامه نتوانسته شرط بودن لوث را ثابت کند، به احتمال اجماع و یا نص، چنگ زده و آن را نیز مورد درنگ و تردید قرار داده است.

و به نظر مى‏رسد، لوث را در ابتدا فقهاى اهل سنت ازروایات استنباط کرده‏اند و پس از آن، فقهاى شیعه از آنان پیروى کرده‏اند; زیرا روش اصحاب ما آن بوده است که فقه را بر اساس متون اخبار جمع‏آورى مى‏کردند و تا زمان حسن بن على بن ابى عقیل، این روش ادامه داشته است و وى کتابى را به نام «التمسک بحبل آل الرسول‏» تالیف و در این کتاب، فروع مختلفى را مطرح و اقوال فقها را در آن نقل و مورد استدلال و بحث و مناقشه قرار داده و پس از او، ابوعلى محمد بن احمد بن جنید اسکافى، که از اعلام قرن چهارم است، این روش راادامه داده و سپس شیخ مفید کتاب مقنعه را به همان روش تنظیم و تالیف کرده و شیخ طوسى کتاب مبسوط را نیز به همین شیوه به رشته تحریر در آورده است; و در آن کتاب مى‏نویسد: «بیشتر فروعى را که مخالفان ذکر کرده‏اند آورده و دیدگاه خود را بر مقتضاى مذهب خود بیان کرده‏ام.»

به هر حال، بسیارى از اصطلاحات فقهى که در کتابهاىاصحاب آمده است، اصطلاحاتى هستند که فقهاى اهل سنت وضع کرده و آنچه را که اصحاب ما صحیح دانسته‏اند، آنان را در کتابهاى فقهى خود آورده‏اند و احتمال دارد اصطلاح لوث را از آن جا گرفته باشند.

بررسى دیدگاه مقدس اردبیلى
شرط بودن لوث براى اجراى قسامه و ثابت کردن جنایت،همان گونه که محقق اردبیلى بیان کرده از روایات استفاده مى‏شود، بلکه چنانکه در بالا اشاره شد، بعضى از روایات، مورد آنها لوث است و روشن است که مورد نمى‏تواند مخصص باشد. افزون بر این، روایت زراره مطلق است، زیرا در این روایت آمده است: «قال زراره قال ابوعبدالله(ع): انما جعلت القسامه احتیاطاً لدماء المسلمین (الناس «ئل‏») کى ما اذا اراد الفاسق ان یقتل رجلاً او یغتال رجلاً حیث لایراه احد خاف ذلک فامتنع من القتل.» قسامه براى آن وضع شده است که خون مسلمانان حفظ گردد و شخص فاسقى که اراده کرده مردى را به قتل برساند و یا او را ناگهانى در جایى که کسى او را نبیند به قتل رساند از این عمل بترسد و از کشتن او خوددارى ورزد. این روایت، مطلق است و در آن علت قسامه آمده که ملاحظه کردید. بنا بر این، اگر اولیاى دم بدانند قاتل کیست و حاضر گردند براى ثابت کردن قتل به وسیله متهم، اداى سوگند کنند، لازم نیست‏حاکم از انجام قتل به وسیله متهم گمان غالب پیدا کند. آرى حاکم باید از کسانى که اداى سوگند مى‏کنند تحقیق کند که متهم به دروغ‏گویى نباشند، حتى اگر متهم به دروغ‏گویى هستند، لازم است به گونه‏اى از آنان تحقیق کند که اطمینان کامل به درستى سوگند آنان براى او حاصل گردد و اگر لازم بداند از آنان جداگانه تحقیق کند، باید آنان را از یکدیگر جدا کرده و از مستند علم آنان به قتل و چگونگى قتل و سایر ویژگیها تحقیق کند و به هیچ روى لازم نیست براى اجراى مراسم قسامه براى وى لوث و ظن حاصل گردد، زیرا معیار در اجراى قسامه، حفظ خون مسلمانان است و اگر بنا باشد رسیدگى با این منظور، مشروط به لوث باشد، ممکن است براى حاکم لوث حاصل نگردد و در نتیجه وارد رسیدگى نشود و خون مقتول به هدر رود و فلسفه قسامه محقق نگردد. بنا بر این، به نظر مى‏رسد اعتبار شرط بودن لوث، با توجه به توضیحاتى که داده شد، لازم نباشد، بلکه اعتبار آن در برخى از موارد با فلسفه و حکمت قسامه، ناسازگارى دارد.


قیمت : 2000 تومان
[ بلافاصله بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود ]








تبلیغات